مهدویت-غیبت 1100 ساله

شاید این جمعه بیاید .... شاید !

پیش گیری از "روزه خواری" امسال !!
نویسنده : حدیث - ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٥
 

به نام خدای مهربان

کس بار مشاهدت نچیند

تا تخم مجاهدت نکارد !

سلام به همه ی دوستانی که لطف دارن و به این بلاگ سر می زنن و با نظراتشون منو خیلی خوشحال می کنن . بازم  از این کارا بکنید

همونطور که همگی می دونیم ، امسال ماه مبارک رمضان تماما در تابستان واقع شده و بنابر این بسیاری در این هوای گرم و با اعتقاد نخفیف داده شده ی شان به روزه خواری رو می آورند و اگر از همین امسال جلوی روزه خواری رو لااقل در ملأ عام نگیریم ،  سالهای بعد با فاجعه ی روزه خواری و حرمت شکنی مواجه می شیم و همه ما می دونیم که در مقابل این روزه خواری ها حتما مسئول خواهیم بود. چه ، امر به معروف و نهی از منکر واجب است و در هر سطحی که برای ما ممکن باشد .

پس بیایید مرد و مردانه و از هر روش صحیح ممکن ، جلوی گسترش این گناه علنی رو بگیریم و البته به روش صحیح !

من به این قضیه فکر کردم و به نظرم اومد که می شه یه کارایی کرد . یکیش از طریق همین وبلاگ نویسی خودمونه که همه تو وبلاگمون یه مطلبی راجع به گناه روزه خواری و اونم از نوع علنیش و .. بزنیم و یکیش هم شاید تماس گرفتن با مراکز مربوطه ، مثلا صدا و سیما باشه تا با تبلیغات صحیح لا اقل جلوی علنی شدن این گناه رو بگیرن .

از دوستان خوبم خواهش می کنم اگه راههای دیگه ای هم به ذهنشون می رسه منو هم راهنمایی کنن و همینطور هر جور که مایلید ، با تبادل لینک این مطلب ، یادرج مطلب بهتری از خودتون در این زمینه ، در این امر به معروف بزرگ همکاری کنید و از دیگر دوستانتون هم بخواید این کار رو بکنن . تا بتونیم اندکی از حزنهای قلب نازنین مولایمان بکاهیم .

اللهم إجعل عواقب أمورنا خیرا

اللهم عجل لولیک الفرج و اعافیة و النصر

 


 
comment نظرات ()
 
میلاد مسعود منجی موعود مبارک و فرخنده باد !
نویسنده : حدیث - ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٧
 

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

« اَللّهُمَ عَجّل لِوَلِیّکَ الفَرَج وَ العافیةِ وَالنّصر »

 

 میلاد مسعود منجی عالم بشریت مبارک باد !

از آسمان ها بچرخان چشمی بر این خاک، موعود!

بر خاک سردی که مانده ست اینگونه غمناک، موعود!

 

بی آفتاب نگاهت، بی تابش گاه گاهت

مانده ست تقدیر گل ها در چنگ کولاک، موعود!

 

برگیر فانوس ها را، دریاب کابوس ها

روییده بر شانه ی شهر، ماران ضحاک، موعود!

 

در این غروب غم آهنگ، در بازی رنگ و نیرنگ

گویا فقط عشق مانده ست چون آینه پاک ، موعود!

 

با زخم زخم شکفته، با دردهای نگفته

در انتظار تو مانده ست این قلب صد چاک ، موعود!

 

در کوچه باغهای مستی، تا پنجمین فصل هستی

آکنده از باور توست، این عقل شکاک، موعود!

 

این فصل، فصل ظهورست آیینه ها غرق نورست

احساس من پر گشوده ست تا اوج افلاک، موعود!

 

 

سید حبیب نظاری

 

 

تاریخچه مسجد جمکران، نماز مسجد و اهمیت آن

«شیخ عفیف صالح حسن بن مثله جمکرانی میگوید:

شب سه شنبه ، هفدهم ماه مبارک رمضان  393 هجری ، در سرای خود خفته بودم که جماعتی به در سرای من آمدند. نیمی از شب گذشته بود، مرا بیدار کردند و گفتند: «برخیز و امر امام محمد مهدی صاحب الزمان، را اجابت کن که تو را میخواند».

حسن بن مثله میگوید: «من، برخاستم و آماده شدم». چون به در سرا رسیدم، جماعتی از بزرگان را دیدم، سلام کردم. جواب دادند و خوشامد گفتند و مرا به آن جایگاه - که اکنون مسجد (جمکران) است - آوردند.

حضرت امام علیه السلام مرا به نام خود خواند و فرمود: «برو به حسن بن مسلم بگو: تو، چند سال است که این زمین را عمارت میکنی و ما خراب میکنیم. پنج سال زراعت کردی و امسال دیگرباره شروع کردی، عمارت میکنی. رخصت نیست که تو دیگر در این زمین زراعت کنی، باید هر چه از این زمین منفعت برده ای، برگردانی تا در این موضع مسجد بنا کنند.»

به حسن بن مسلم بگو: «اینجا، زمین شریفی است و حق تعالی این زمین را از زمینهای دیگر برگزیده و شریف کرده است».

حسن بن مثله میگوید عرض کردم: «سید و مولای من! مرا در این باره، نشانی لازم است؛ زیرا مردم سخن مرا بدون نشانه و دلیل نمی پذیرند».

امام علیه السلام فرمود: «تو برو رسالت خود را انجام ده.

ما در اینجا، علامتی میگذاریم که گواه گفتار تو باشد».

کیفیت نماز تحیّت مسجد

«مردم را بگو تا به این موضع رغبت کنند و عزیز بدارند و چهار رکعت نماز در این جا بگذارند: دو رکعت تحیت مسجد، در هر رکعتی، یک بار سوره حمد و هفت بار سوره قل هو الله احد [خوانند ]و تسبیح رکوع و سجود را هفت بار بگویند».

کیفیت نماز امام زمان (عج)

«و دو رکعت نماز صاحب الزمان بگذارند، بر این نسق که در [هنگام خواندن سوره] حمد چون به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» برسند، آن را صد بار بگویند و بعد از آن، فاتحه را تا آخر بخوانند. رکعت دوم را نیز به همین طریق انجام دهند. تسبیح رکوع و سجود را نیز هفت بار بگویند. هنگامی که نماز تمام شد، تهلیل (لا اله الاالله) و تسبیح فاطمه زهراعلیها السلام را بگویند. آن گاه سر بر سجده نهاده، صد بار صلوات بر پیغمبر و آل او فرستند».

این نقل، از لفظ مبارک امام علیه السلام است که فرمود:

«فمن صلّا هما، فکانما صلی فی البیت العتیق»؛ «هر کس، این دو رکعت (یا این دو نماز) را بخواند، گویی در خانه کعبه نماز خوانده است...»

ساخت مسجد

حسن بن مثله میگوید: در دل خود گفتم تو اینجا را یک زمین عادی خیال میکنی، اینجا مسجد حضرت صاحب الزمان علیه السلام است.

پس آن حضرت به من اشاره کردند که برو!

چون مقداری راه پیمودم، بار دیگر مرا صدا کرده، فرمودند: «در گله جعفر کاشانی (چوپان) بزی است، باید آن بز را بخری. اگر مردم پولش را دادند، با پول آنان خریداری کن، وگرنه پول آن را خودت پرداخت کن. فردا شب (شب چهارشنبه) آن بز را بیاور و در این موضع ذبح کن. آن گاه روز چهارشنبه هجدهم ماه مبارک رمضان، گوشت آن بز را بر بیماران و کسانی که مرض صعب العلاج دارند، انفاق کن که حق تعالی همه را شفا دهد. آن بز، ابلق است. موهای بسیار دارد. هفت نشان سفید و سیاه، هر یکی به اندازه یک درهم، در دو طرف آن است که سه نشان در یک طرف و چهار نشان در طرف دیگر آن است».

آن گاه به راه افتادم. یک بار دیگر مرا فرا خواندند و فرمودند: «هفت روز یا هفتاد روز در این محل اقامت کن».

حسن بن مثله میگوید: «من، به خانه رفتم و همه شب را دراندیشه بودم تا صبح طلوع کرد. نماز صبح خواندم و به نزد علی منذر رفتم و آن داستان را با او در میان نهادم. همراه علی منذر، به جایگاه دیشب رفتیم. پس او گفت: «به خدا سوگند که نشان و علامتی که امام علیه السلام فرموده بود، اینجا نهاده است و آن، اینکه حدود مسجد، با میخها و زنجیرها مشخص شده است».

دیدگاه آیة الله حاج شیخ مرتضی حائری

«مسجد جمکران، یکی از آیات باهرات آن حضرت است. توضیح این مطلب، در ضمن چند جهت - که شاید خیلی ها از آن غافل باشند - بیان میگردد:

1. داستان مسجد جمکران - که در بیداری واقع شده - در کتاب تاریخ قم از صدوق، نقل شده است.

مرحوم آقای بروجردی که مرد دقیق و ملاّیی بود، می فرمود: «این داستان، در زمان صدوق واقع شده و اینکه او نقل کرده است، دلالت بر کمال صحت آن دارد».

2. داستان، مشتمل بر جریانی است که مربوط به یک نفر نیست؛ زیرا وقتی صبح مردم بیدار می شوند، می بینند با زنجیر، علامت گذاشته شده است که مردم باور کنند و این زنجیر، مدتی در منزل سید محترمی (ظاهراً به نام سید ابوالحسن الرضا) بوده است و مردم به آن استشفا میکرده اند و بعداً، بدون هیچ جهت طبیعی، مفقود می شود.

3. متن دستور [نمازهای مسجد]، موافق با ادله دیگر است؛ برای اینکه هم نماز تحیت مسجد وارد شده است و هم نماز امام زمان(عج) با صد بار «ایاک نعبد و ایاک نستعین»و هم تهلیل و تسبیح فاطمه زهراعلیها السلام.کریمه اهل بیت: ص484؛ سر دلبران: ص248-250.

پیشگویی امیر المؤمنین علیه السلام

از امیرمؤمنان علیه السلام روایت شده که خطاب به حذیفه فرمود

.

.

.

بقیه در ادامه ی مطلب

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سوال و جواب - سری سوم
نویسنده : حدیث - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳۱
 

سوال :حکم عشق های مجازی امروزی چیست و حریم روابط دختر و پسر تا کجاست؟


پاسخ : مى‏توانیم به طور مشروح به نکات ذیل بپردازیم:
 1
ـ لفظ «عشق» از نظر لغت مشتق از عَشَق است و «عَشَقه» گیاهى است بر دور درخت مى‏پیچد و درخت را خشک، زرد و بى‏محصول مى‏کند(مشارق الاذواق، ص 46)
.
      
به صورت شرح الاسم مى‏توان چنین تعریف کرد: «عشق لذت شدید بردن یک انسان از چیزى به شکل و شمایل لطیف و اوصاف پسندیده و تناسب اعضا و ترکیب زیبایش مى‏باشد
».
      
ملاصدرا: عشق را از جمله قراردادهاى الهى در موجودات دانسته و وقتى از جمله قرار دادهاى الهى به شمار آید، طبیعى است که مصالح و حکمت‏هایى بر آن مترتب خواهد بود
.
      
و به عبارت روشن‏تر، عشق یک سنّت الهى است؛ چرا که عشق به عنوان یک امر طبیعى در نفوس اکثر ملّت‏ها، بدون ظاهرسازى، وجود دارد؛ زیرا همه انسان‏ها از بوى خوش مسرور مى‏شوند و یا از صداى دلپذیر لذت مى‏برند، بدون اینکه این لذت را از کسى و یا جایى آموخته باشند. پس عشق باید امرى نیکو شمرده شود به خصوص اگر این عشق از مبادى فضیلت و به خاطر اهدافى شریف تحقق پیدا کند (براى شرح بیشتر ر.ک: اسفار، ج 7، ص 172)
.
      
پس وجود عشق در انسان از جمله فضایل است نه رذایل. بنابر آنچه که بعضى تعریف کرده‏اند عشق یک مرض نفسانى است که انسان را از خود بیگانه مى‏سازد و یا گفته‏اند: یک نوع هوا و هوس است که بر نفس غالب مى‏شود؛ قابل نقد و بررسى است
.
 2
ـ انسان به حکم اینکه در دایره امکان قرار دارد و احساس نقص در وجود خویش مى‏کند، به رفع نقص و تمرکز کمالات در وجود، همت مى‏گمارد و چون شیفته خیر و کمال مطلق است، گاهى از عشق حقیقى ـ که عشق به ذات پاک خداوند است ـ به عشق‏هاى ظاهرى دل مى‏بندد و با قوّه تخیّل خویش محبوب حقیقى را ـ که از حد و حصر زمانى و مکانى منزّه است ـ در لباس سست و ژولیده طبیعت، به نمایش مى‏گذارد و به طور طبیعى کمال محدود و محصور را به جاى زیبایى و کمال صرف براى خود مى‏آراید که از آن به عشق مجازى تعبیر مى‏کنند
.
      
این عشق مجازى نیز به دو قسم است: عشق نفسانى و عشق حیوانى
.
      
عشق نفسانى: آن عشقى است که مبدأش شباهت و همانندى نفس عاشق با معشوق در جوهر باشد و بیشتر اعجابش به سبب شمائل و اخلاق پسندیده معشوق است
.
      
عشق حیوانى: آن عشقى است که منشأش شهوت بدنى و در راستاى لذت حیوانى باشد
.
      
به همین دلیل بیشترین تعجبش از ظاهر و رنگ و شکل بدنى نشأت مى‏گیرد. گر چه همه یه یک نکته برگشت دارد، و آن شیفتگى به زیبایى است که لطافت نفس اقتضاى آن را داشته به خلاف عشق حیوانى که اقتضاى نفس اماره است
.
      
امّا اینکه آیا از نظر اسلام عشق ورزیدن صحیح است یا نه؟ از شرح بالا روشن شد که عشق حقیقى و نفسانى مورد تأیید اسلام است، به قول نظامى گنجوى
:
 
عشق آیینه بلند نور است

شهوت ز حساب عشق دور است


      پس صرف محبّت به چیزى قبیح نیست؛  ....

باقی در ادامه ی مطلب ...

 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سوال و جواب - سری دوم
نویسنده : حدیث - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢۸
 

سوال :صحبت با هم کلاسی های پسر آیا اشکال دارد که خیلی ها به این موضوع گیر می دهند؟

.......................................................

پاسخ :

با توجه به شرایط خاص دوران جوانی , طولانی بودن دوران تجرد غالب دانشجویان و خطرات جدی تمایلات آشکار و پنهان غرائز نفسانی , لازم است برادران و خواهران دانشجو روابط خود را از نظر کمی و کیفی تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند. بنابراین , توصیه اکید ما این است که : اولا", اگر ضرورتی ایجاب نمی کند حتی الامکان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود و خواهران دانشجو در مقابل افراد نا محرم , رفتاری متکبرانه داشته باشند نه رفتاری صمیمانه . اینکه در احکام شرعی می فرمایند در غیر ضرورت مثلا" مکروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدن ها, غرایز جنسی افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فساد شود. در هر حال انسان باید دقیقا" درون خود را بکاود و باطنش را عمیقا" مطالعه کند که مثلا" صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد. ثانیا": در صورت ناچاری و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام الهی منجر نشود, اشکالی ندارد. بنابراین , گفتگو و نگاه های متعارف بدون قصد لذت و ریبه , اشکالی ندارد. اما با این حال , حتی الامکان لازم است در کلاسها به گونه ای باشند که کمترین اختلاط پدید آید و در برخورد و گفتگو, هنجارهای شرعی زیر رعایت شود:
      1- از گفتگوهای تحریک کننده پرهیز شود.
       2- از نگاه های آلوده و شهوانی خودداری شود.
       3- حجاب شرعی رعایت شود.
      4- قصد تلذذ و ریبه در کار نباشد.
       5- دو نفر نامحرم در محیط بسته , تنها نمانند. بنابراین , سعی کنید خود را عادت دهید که :
       1- در صحبت با نامحرم به او نگاه نکنید و به هیچ قسمتی از بدن او خیره نشوید و قسمت های باز و پوشیده برایتان کاملا" مساوی فرض شوند, این مسأله را با تکرار و تلقین باید ادامه دهید.
       2- در همه حال , خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خود بدانید و عفت و حیا را فراموش نکنید.
      قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
      در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «... ولا متخذی اخدان ...»
      بنابراین یک دختر یا یک پسر مسلمان که هر روز با یاد خدا روز را آغاز می کند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است هرگز این سخن خداوند را زیر پا نخواهد گذاشت، و این که قرآن یکی از شرایط ازدواج را همین قرار داده است شاید به این خاطر باشد که هر کدام که قبل از ازدواج چنین تجربیاتی داشته باشد و با فرد یا افراد دیگری رابطه دوستی داشته است مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفی و نزدیک خود با همسرش، آن تجربیات به یادش خواهد آمد ویژگی های رفتاری، اخلاقی و شخصیتی دوست جنس مخالف قبل از ازدواج به خاطرش می آید و در یک مقایسه بین همسر فعلی و دوست قبلی اش خواهد پرداخت و در برخی موارد به احساس شکست در این ازدواج یا برتر بودن تجربه قبلی نتیجه گیری کند و این بزرگترین لطمه ای است که در همان اوایل ازدواج به خود وارد می کند زیرا همانطور که خوب می دانید ازدواج باید به آرامش بیانجامد و اصلا فلسفه ازدواج هم همین رسیدن به آرامش است که قرآن نیز به آن اشاره می کند ولی وقتی چنین تجربه ای به چنین مقایسه ای و سپس به چنین سرخوردگی بیانجامد چگونه ازدواج می تواند آرامش بخش باشد و زن و شوهر (زوجین) به تکمیل و رشد همدیگر بپردازند و این آغاز اضطراب است. اضطرابی که در تمام وجود و هستی آنها لانه می کند و به جای داشتن یک زندگی مشترک لذت بخش به یاد تجربه ای احساسی و موقت گذشته می اندیشند و افسوس انتخاب فعلی و در نتیجه شالوده زندگی در هم پیچیده می شود.
      آنچه ذکر می شود تحلیل ذهنی من نویسنده نیست بلکه تجربه بسیاری از جوانان است که پس از رسیدن به این مرحله، به دنبال راه حل مناسب و رهائی از چنین بن بست هائی است که همیشه آنها را می رنجاند. شما نیز می توانید مستقیما دست نوشته های چنین دختران و پسرانی را مطالعه فرمائی که پس از چنین تجربه های تلخی دیگران (ما و شما) را به هوشیار بودن دعوت می کنند که در همین جا مناسب است یکی دو کتاب که در همین زمینه تدوین شده معرفی شود:
      1- دختران، دوستیها و عبرتها؛ محمد کریمی نیا؛ انتشارات روحانی
      2- تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر؛ علی اصغر احمدی؛ انجمن اولیاء و مربیان
      علاوه بر این چنین دختران و پسرانی که به صورت نا مشروع و غیر قانونی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند بسیاری از انرژی های عاطفی خود را که خداوند به عنوان سرمایه ای بزرگ در وجود آنها به ودیعه نهاده تا صرف همسر حقیقی خود و همچنین تربیت فرزندان خود کنند در این دوران دوست بازی از دست می دهند و در فردای زندگی خود نه تنها احساس گناه می کنند، نمی توانند از نظر عاطفی همسر خود و فرزندان خود را خوب اشباع و ارضاء کنند در نتیجه همواره زندگی آنها از یک کمبود شدید عاطفی که باید هیچ چیز دیگر قابل جبران نیست مواجه می شود و ای کاش مسئله همین جا فیصله پیدا می کرد. قضیه مهمتر از اینهاست. وقتی یک خانواده از نظر عاطفی دچار مشکل شد نه تنها آرامش واقعی در آن خانواده نیست نسل سالمی نیز از آنها بوجود نخواهد آمد و فرزندان آنها نیز که دچار کمبودهای عاطفی شده اند بسیار آسیب پذیر می شوند در گیر و دار زندگی طعمه شیادهائی می شوند که همواره در کمین آنها نشسته اند و این قضیه به نسلهای بعدی نیز سرایت می کند بنابراین باید به این مسئله خیلی توجه داشته باشید.

     

 


 
comment نظرات ()
 
سوال و جواب - سری اول
نویسنده : حدیث - ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٧
 

به نام خدای مهربان

قصدم از راه اندازی این وبلاگ پاسخگویی به شبهات روز بود و از دوستانم هم خواسته بودم تا هر شبهه ای که به ذهنشون می رسه اعلام کنن تا من دنبال جوابش باشم و اگه بتونم راهنمایی کنم و وظیفه  ام رو انجام بدم . اما از جای دیگه ای مسائلی رو پیدا کردم که با عنوان :« سوال و جواب » اینجا مطرحش می کنم و این مطلب سری اول از این سوال و جوابهاست . باشد که قبول افتد

منتظر نظرات ارزشمند شما عزیزان هستم .و همچنین اگر مناقشه ای باشد ، استقبال خواهم کرد 

قلبشاد و سربلند و عاقبت به خیر باشید.قلب

______________________________________________________________________________

سوال: دانشجویی هستم به سن 20 سال . به نظر شما داشتن دوست دختر در چه محدوده ای عیبی ندارد.

...............................................

پاسخ : دوست گرامی , قبل از اینکه به این سؤال پاسخ گوئیم و از چگونگی و کم و کیف اعتماد به دیگران سخن بگوئیم باید به این مسئله پرداخته شود که آیا ارتباط با دیگری بخصوص جنس مخالف به چه منظور و هدفی شکل گرفته است؟ و محتوای رابطه چیست ؟ اگر این رابطه یک رابطه ی آموزشی و به منظور تعلیم و تعلم است شرائط خاص آموزش را می طلبد و اگر رابطه اقتصادی جهت داد و ستد و خرید و فروش و نظایر آن است خصوصیات خاص دیگری را لازم دارد و همینطور دیگر روابط که محتوای رابطه امر دیگری است , همان محتوا, تعیین کننده ی ویژگی های لازم جهت ارتباط با طرف مقابل خواهد بود و هر کدام باید در جای خود مورد بحث و بررسی قرار گیرد, اما ... اگر «خود رابطه» و «ارتباط با دیگری» به عنوان یک هدف مطرح باشد و اینکه در دوران جوانی انسان نیاز دارد با دیگری ارتباط داشته باشد و هم راز و هم سخنی داشته باشد در این صورت ابتدا باید بررسی شود که آیا اصولا" ارتباط با جنس مخالف عرفا", عقلا" و شرعا" مقبول و مطلوب و صحیح است یا نه ؟ با نگاهی به آموخته های دینی و تجارب افراد با تجربه و حتی با اندکی دقت و تأمل در فطرت سلیم و پاک خود در خواهیم یافت که اصل ارتباط با جنس مخالف به عنوان یک هدف و داشتن رابطه با وی , مطلوب و معقول و مشروع نیست . قرآن هم زنان را از داشتن رابطه ی پنهانی با مردان نهی کرده است و هم مردان را از داشتن ارتباط با زنان منع نموده است . البته به این معنا نیست که هر گونه ارتباطی با جنس مخالف ممنوع است بلکه ارتباط با جنس مخالف به منظور «صرف رابطه داشتن» و هم سخن بودن با وی به عنوان یک دوست مورد نهی عقل و شرع و عرف واقع شده است . وقتی امیرالموئمنین(ع) می فرماید: من به زنان جوان سلام نمی کنم و از داشتن یک رابطه ی بسیار کوتاه و اندک اکراه دارد چگونه می توان ما انسان های عادی به خود چنین اجازه ای بدهیم که از تعمیق ارتباط با جنس مخالف سخن به میان آوریم . البته گاهی برای اموری همچون ازدواج و مقدمات آن و آشنایی دختر و پسر با یکدیگر قبل از ازدواج لازم است دو جوان در جلساتی به بررسی وضعیت اخلاقی , اجتماعی و خانوادگی همدیگر بپردازند و بهتر بتوانند زندگی مشترک آینده ی خود را پایه ریزی کنند که در این مورد هم , باید دختر و پسر این ارتباطها و روابط کلامی را تحت اشراف و اطلاع خانواده های خود انجام دهند که از هر گونه شائبه ای مصون باشند. چه اینکه به تجربه ثابت شده در بسیاری موارد تحت پوشش آشنایی قبل از ازدواج , جوانان در دام های خطرناکی گرفتار شده اند و پاکی و صفای دوران جوانی خود را از دست داده اند و پس از چندی جز افسوس چیزی را به دنبال نداشته است .
      با توجه به شرایط خاص دوران جوانی , لازم است برادران و خواهران روابط خود را از نظر کمی و کیفی دقیقا" تحت کنترل قرار دهند و در سطح ضرورت حفظ کنند پیدایش علایق و الفت ها - هر چند غیر اختیاری است - ولی مبادی و شیوه های هدایت آن اختیاری است . بنابراین حتی الامکان باید کوشید علایقی که سرانجام معلوم و مشخصی ندارد, پدید نیاید و اگر پدید آمد, دو راه وجود دارد: 1- یا آنکه در صورت امکان انسان با بررسی ها و مشورت های لازم آن را در جهت صحیح و مشروع مانند ازدواج هدایت کند. 2- در صورت عدم امکان ازدواج حتی الامکان با آن مقابله و مبارزه کند و از چنگال آن بگریزد, زیرا در غیر این صورت ممکن است انسان را گرفتار خطرات و گرفتاری های دنیوی و اخروی سازد. همچنانکه بارها و بارها تجربه شده حوادث ناخوشایندی در پی خواهد داشت , به ویژه لطمه بیشتر را دخترها می خورند. وقتی باب صحبت باز شد کم کم روابط بیشتر و بیشتر می شود تا می رسد به آن چیزهائی که خودشان هم باور نمی کردند.
      روزی آگه شوی از حال دلم ای صیاد که به کنج قفسم نیست بجز مشت پری
      
      در حالی که اگر از همان اول بر اساس مقررات عقل و شرع گام بر می داشتند و قاطعانه خود را کنترل می کردند, نه با چشم به نگاه نامشروع , و نه با زبان به صحبت و سخنان فریبنده نمی پرداختند, آن سرنوشت را پیدا نمی کردند. به هر حال آنچه از انبیائ و اندیشمندان و افراد مجرب روزگار برای ما در این مورد بیان شد, همه بخاطر مصلحت و سعادت و از روی دلسوزی بوده است . مبادا آنها را دست کم بگیرید. . بنابراین , توصیه اکید ما این است که : اولا", اگر ضرورتی ایجاب نمی کند حتی الامکان چنین روابطی با نامحرم برقرار نشود . اینکه در احکام شرعی می فرمایند در غیر ضرورت مثلا" مکروه است مرد با زن هم صحبت شود, مخصوصا" مرد و زن جوان , به این دلیل است که چه بسا همین هم صحبت شدنها, غرایز جنسی افراد را تحریک کند و یک الفت و محبت شهوانی بین مرد و زن ایجاد گردد و نقطه آغازی برای غوطه ور شدن در انحراف و فاسد شود. در هر حال انسان باید دقیقا" درون خود را بکاود و باطنش را عمیقا" مطالعه کند که مثلا" صحبت کردن با افراد نامحرم چه ضرورتی برای او دارد. ثانیا": در صورت ناچاری و ضرورت , روابط با نامحرم تا آنجا که به شکستن حریم احکام الهی منجر نشود, اشکالی ندارد.


 
comment نظرات ()
 
دعای سمات
نویسنده : حدیث - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٧
 

دعای سمات

***

مستحب است که در آخرْ ساعت از روز آدینه دعای سمات بخواند. امام باقر علیه‏السلام گفت: اگر مردمان بدانند آنچه ما دانیم از سؤال‏ها که درین دعاست از بزرگی کار آن به نزدیک خدای تعالی و زودی اجابت خدای تعالی خواننده آن را با آنکه ذخیره نهاده است خدای تعالی از ثواب نیکو، به سبب این دعا با یکدیگر به شمشیر جنگ کنند. و اگر سوگند خورم که نام بزرگ خدای تعالی درو است سوگند راست خورده‏ام و این از علمِ نهانی‏ست و از دعاهای پوشیده که مستجاب بود نزدیک خدای تعالی پس بدان نفع گیرند و از کسی که اهل آن نباشد پنهان دارید و اهل آن نباشد مثل کودکان و سفیهان و منافقان که حق ما به ظلم برده باشند بدیشان مدهید که این از سرّ مخزون و علم مکنون خدایی‏ست جل جلاله. و دعا این است که شمه‏ای از فضیلت او شنیدی: «بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم اللهم انی أَسْألُکَ بِاسْمِکَ العَظیمِ الاعْظَمِ الاَْجَلِّ الاکرمِ الذی إذا دُعیتَ بِهِ علی مَغالِقٍ أَبْوابِ السَّماءِ للفَتْحِ بِالرَّحمَةِ»

***

دعای سمات

 

 


 
comment نظرات ()
 
خرم آن روز کزین منزل ویران بروم
نویسنده : حدیث - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٧
 

به نام خداوند مهربان

و در مظلومیت شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی ؛ همین سخن امام کبیر (ره) بس ، که فرمود :

«من برای آقای بهشتی از این ناراحتم ، که شهادت ایشان برایشان خیلی کم بود ...»

شهادتی که مشابه شهادات حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود !

یادمان باشد ، از کسانی نباشیم که در زمان زندگی بهشتی ها با زخم تهمت ، می آزارندشان ؛ و بعد از شهادت ، می گریند از ظلمی که کردند . که این جبران نخواهد داشت

یادمان باشد ...

این هم عکسهایی از آن مظلوم شهید :

_______________________________________________________________________

___________________________________________________________________________

__________________________________________________________________

________________________________________________________________________

بعدها در مصاحبه‌ای که با فرزند بزرگ دکتر شهیدبهشتی، دکتر سیدمحمدرضا بهشتی داشتم، به من گفت: پس از شهادت پدرم، به دلیل شدت علاقه‌ای که مرحوم علامه طباطبایی، صاحب تفسیر گران سنگ المیزان به شاگرد برجسته و خاص خود (پدرم) داشت، وقتی اطرافیان خواسته بودند به نحوی خبر شهادت را از ایشان مخفی کنند و یا به گونه‌ای دیگر جلوه دهند تا به ایشان صدمه روحی نخورد. مرحوم علامه به آنها گفته بود شما می خواهید چی را از من مخفی کنید؟ من الان دارم دکتر بهشتی را جلوی چشمانم می بینم که لحظه لحظه دارد در آسمان اوج می‌گیرد.

درود و رحمت بیکران الهی به روح ملکوتی شهید آیت الله بهشتی و یاران بحق پیوسته او که با نثار جان خود پایه های نظام جمهوری اسلامی را مستحکمتر ساختند و با مظلومیت خویش از چهره نفاق منافقین پرده برداشتند و سند رسوایی آنان را با خون خود نگاشتند.

دکتر غلامعلی رجایی


 
comment نظرات ()
 
 
نویسنده : حدیث - ساعت ٧:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۳
 

میلاد با سعادت بانوی عالمین و سرور زنان اهل جنت

 

برای قلبمادر قلب:
ای آنکه زنده از نفس توست جان من
آن دم که با تو‌ام، همه عالم ازان من

آن دم که با توام، پُِرم از شعر و از شراب
می‌ریزد آبشار غزل از زبان من

آن دم که با توام، سبکم مثل ابرها
سیمرغ کی‌ رسد به بلندآسمان من

بنگر طلوع خنده‌ی خورشید بر لبم
زان روشنی که کاشتی ای باغبان من!

با تو سخن ز مهر تو گفتن چه حاجت است؟
خود خوانده‌ای به گوش من این، مهربان من

***

از همه ی دوستان در این روز بزرگ التماس دعای فراوان دارم .

عید همگی مبارک و به امید برآورده شدن حاجات و ظهور منجی عالم بشریت .


 
comment نظرات ()
 
در عهد تو ای نگار دلبند ... بس عهد که بشکنند و سوگند !
نویسنده : حدیث - ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۳٠
 

به نام خدای مهربان

عمریست که از حضور او جا ماندیم

                                                                                 در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما برگردیم

                                                                                 مائیم که در غیبت کبری ماندیم

مسجد مقدس جمکران

 


 
comment نظرات ()
 
فرخنده میلاد پیامبر رحمت و مهربانی و امام رستگاری و نجات را تبریک عرض می کنم
نویسنده : حدیث - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/٦
 
فرخنده میلاد پیامبر رحمت و مهربانی و امام رستگاری و نجات را به محضر مبارک امام زمان (عج) ، رهبر معظم انفلاب (مد ظله العالی)  و تمام دوستان عزیزم تبریک عرض می نمایم
امیدوارم عید خوبی داشته باشید و زیر لوای امام زمان (عج) پیروز و موفق باشید 

 
comment نظرات ()